هنوز چند ماهی از کشته شدن آمر به معروف شهید علی خلیلی نمی‌گذرد که شاهد ضرب و شتم یکی از آمران معروف در شهر کریمه اهل بیت(ع) هستیم. مثل اینکه این روزها امر به معروف و نهی از منکر تاوان سنگینی دارد یا باید کشته شوی یا کتک بخوری و در موارد خیلی بهتر فقط مورد بی‌احترامی قرار بگیری.

ابوالحسن محمد‌زاده طلبه جوان ۲۲ ساله‌، برادرزاده ی  شهیدان ابوالقاسم، هادی و ابوالحسن محمد زاده است  است که غروب روز جمعه به دلیل امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دچار شکستگی از ناحیه بینی و بریدگی دست شده است.

 

 

ابوالحسن محمدزاده، هم نام عموی شهید خویش، طلبه حوزه علمیه قم و یک فعال فرهنگی در عرصه های مختلف جهاد و مقاومت به خصوص در جبهه فضای مجازی است که خبر ضرب و شتم او توسط مزاحمان نوامیس در قم، این روزها به مطلبی مهم در همه رسانه های مجازی و نشریات تبدیل شده است.

از ابوالحسن جوان و خوش ذوق و هم نام و همراه شهدا انتظاری جز این نبوده و نیست که در مسیر احیای فرامین الهی، مهر سعادت جانبازی در راه امر به معروف و نهی از منکر را نیز به پرونده نورانی افتخارات خاندان محمدزاده بیفزاید.

 

ماجرا از زبان این طلبه جوان : 

ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه بعد از ظهر روز جمعه ۳۱ مرداد ماه از دفتر دوستانم واقع در منطقه باجک خارج شده و قصد رفتن به داروخانه برای گرفتن قرص سردرد داشتم که در بین راه متوجه ایجاد مزاحمت برای دختری جوان در یکی از کوچه‌ها توسط دو نفر که سوار بر یک موتورسیکلت بودند، شدم.

 به سرنشینان موتورسوار نزدیک شده و تذکر دادم آنها نیز بدون حرفی رفتند اما چیزی نگاهم را درگیر کرد و آن هم سوختگی دست سرنشین موتورسوار بود، بعد از آن من نیز بلافاصله به سمت داروخانه حرکت کردم.

موتورسوارها اطراف داروخانه در حرکت بودند و برای اینکه با موتوری‌ها برخورد نکنم وارد کوچه نزدیک داروخانه شدم اما وقتی دیدم کوچه بن‌بست است تصمیم گرفتم برگردم که ناگهان یک موتوری من را هل داد.

تا خواستم بلند شوم یک نفر با مشت به صورتم زد که به موجب آن بینی‌ام دچار شکستگی شد، دیگر چیزی نفهمیدم فقط می‌دیدم که دو نفر مرا می‌زنند و یکی از آنها روی دستش جای سوختگی دارد دقیقا همان چیزی که بر روی دست سرنشین آن موتورسوار مزاحم دیده بودم.

یکی از آنها دستم را گاز گرفته و باعث بریدگی شد‌. این دو نفر بعد از ضرب و شتم از محل فرار کردند و من نیز خود را به دفتر دوستم رساندم که سریعا من را به بیمارستان شهید بهشتی بردند که طی مداوا دستم دو بخیه خورده و چهارشنبه نیز نوبت عمل جراحی برای بینی داده شد.

چون در پرونده بیمارستان علت جراحات نزاع اعلام شده است بیمه مبالغ را پرداخته نمی‌کند و تمام هزینه‌ها به صورت آزاد اخذ شد در صورتی که این موضوع دعوا نبوده است و من به دلیل نهی از منکری که قبل از آن توسط بنده صورت گرفته بود مورد حمله این دو نفر قرار گرفتم.

شب همان روز ساعت ۱۲ به کلانتری مراجعه کردم. با مراجعه به کلانتری مامورین نیروی انتظامی اعلام کردند برای تشکیل پرونده و شکایت باید به پزشکی قانونی مراجعه کنید،‌ که فردای آن روز مورد معاینه قرار گرفته و تائید از سوی پزشکی قانونی گرفتم.

در حال حاضر برگه تائیدیه پزشکی قانونی به کلانتری داده شده اما هنوز پرونده شکایت من از ضاربین تشکیل نشده است.